با خنده هایش زیر باران بود دیدم
غم بود و چتر و من ، و تنهایی
آن لحظه هایی کز دل و جان بود دیدم
شهریور چشمان او جایی دگر بود
آنجا که سمتش خط پایان بود دیدم
باران خوشبختی همانجا خشک گردید
آن دم که چشمم ، چشمه ساران بود دیدم
سیدمهدی موسوی(بیهق )
برچسب: غزلیات شمس,غزلیات عاشقانه,غزلیات عراقی,غزلیات شمس تبریزی,غزلیات شمس گنجور,غزلیات ناب,غزلیات دیوان شمس,غزلیات حافظ pdf,غزلیات حافظ شیرازی,غزلیات سعدی شیرازی,
نویسنده: حسین حبیبی