بین من و تو فاصله ها از میان گسست
از دوریت نشستی و گفتی و گریه ها
من هم مخاطب سخنت ،آه و زجّه ها
گفتی خزان ،زمانه ناجور فصل هاست
گفتی که فصلِ سردِ زمانِ جدالِ ماست
گفتم کدام فصل مرا سمت تو رساند۰۰?
حتی بهار ، قلب مرا سوی غصه راند۰۰۰
تا دمدم سحر سخنت هم دراز شد
سودای باتو بودنِ من، یک نیاز شد
تاریکی و شب ظلمت ،دگر شکست
خورشید ،سربرآمده، بر آسمان نشست
دیگر خبر نبود ز تو، از خیال تو
وهم و گمان من و - آااه - فکر محال تو
#مهدی موسوی (بیهق)
برچسب:
نویسنده: حسین حبیبی